خدا مى‏داند ...

كى به پايان برسد درد، خدا مى‏داند
ماه ساكن شود و سرد، خدا مى‏داند
در سكوت شب هر كوچه اين شهر خراب
گم شود ناله شبگرد، خدا مى‏داند
مردم شهر همه منتظر يك نفرند
چه زمانى رسد اين مرد، خدا مى‏داند
برگ‏ها طعمه بى‏غيرتى پاييزند
و از اين مرثيه زرد خدا مى‏داند
خنده غنچه گلها به حقيقت زيباست
شايد اين است رهاورد، خدا مى‏داند

نمی دونم این شعر از کیه اما قشنگه عیدتون مبارک

ارسال در تاريخ جمعه ۱٧ شهریور ۱۳۸٥ توسط معلوم هنر دوست