تو اداره یکی از دوستان ازم پرسید چه جوری تو وبلاگت عکس می ذاری و منم براش توضیح دادم و همین جوری یه عکس انتخاب کردم و مثلا چیزایی نوشتم گذاشتم تو وبلاگ . بعد رفتم تو مدیریت وبلاگ حذفش کردم ولی حالا که می بینم حذف نشده و تو وبلاگم هست!

یه حسی مث داداش کوچولوی سیا رو پیدا کردم که می گه :" باز داداش سیام ضایع شد ! "

جالبه که دیگه تو آرشیو مدیریت هم ندارمش تا دوباره حذفش کنم نمی دونم چرا نمی ره ! انگاری حذف شد و خیالم راحت شد . بعضی از بچه ها دیدن و فکر کردن من قاط زدم ! شایدم زدم و خودم حالی ام نیست ...

بچه ها خیلی بهم لطف دارین به خصوص یه سری بچه ها که همین جا منو پیدا کردنو شاید نمی دونن من چی کاره هستم  . لازمه به تازه واردای عزیز بگم که ما تو یه مجله ای به نام جوانان امروز دوستای خوبی هستیم و من اونجا مطلب می نویسم و این بچه ها اون جا برام نامه می دن . معمولا واسه بچه های تازه وارد یه هورا می کشیم . حالا واسه دوستای جدیدمون یه هورای اساسی می کشیم . بچه ها آماده  ... هورا ....

یکی از شما عزیزان پیشنهاد داد تا این جا هم به نظرات شما جواب بدم . به یه شرطی این کار رو می کنم  که اگه حرف خاصی از طرف کسی  زده نشد ،من هم چیزی براش  ننویسم . نظرتون رو بگین تا عملی اش کنم .

 تصویر و اندیشه

بچه ها خیلی عکس قشنگیه می خوام نظرتون رو در مورد این عکس بگین . چه حسی به شما دست می ده . خوب دقت کنین ...

ارسال در تاريخ جمعه ٢٢ دی ۱۳۸٥ توسط معلوم هنر دوست