تنهایی خوبه  !؟

 

بدون شک برا شمام پیش اومده که گاهی وقتا تو زندگی تون یه جورایی به ته خط برسین ، یا فکر کنین که دیگه آخرشه و توان ادامه دادن ندارین . شاید برا بعضی هاتون از این اتفاقا زیاد افتاده باشه . حتی بعضی ها هستن که تو زندگی شون صبح شکسته می شن و شب دوباره بلند می شن تا یه آدم دیگه ای باشن و یه جورایی خودشون رو قوی می کنن .

اگه این اتفاق واسه یکی از شما ها بیفته چه انتظاری از دوستاتون دارین ؟ بیان کنارتون و نذارن شما تنها باشین ؟ هی بیان با هاتون شوخی کنن تا دیگه به اون موضوع یا موضوعات فکر نکنین ؟ بیان شما رو ببرن بیرون تا  مثلا دل تون وا شه ؟ و...

اگه شما بخواین قدری با خودتون خلوت کنین چی ؟ دل تون بخواد تو تنهایی به مشکلات تون فکر کنین و دوستاتون اجازه این کار رو ندن چی می شه ؟

یه چیز دیگه مطرح کنم : اگه خدای نکرده واسه دوست تون حادثه ی بدی افتاد ، مثلا باباش یا مامانش فوت کرد و اون داره گریه می کنه باید نذارین گریه کنه ؟ باید اونو بخندونین و همش کنارش باشین ، تا اشکش در اومد بگین گریه نکن ، ناراحتی نکن ، چرا غذا نمی خوری ؟ چرا ...این کار درسته ؟

 اگه یه دوستی با من  این جوری بر خورد کنه وای به حالش . تو مرگ عزیزان آدم گریه نکنه چه خاکی می تونه تو سرش بریزه ؟

باید خودش رو به نوعی تخلیه کنه ، اگه کسی گریه نکرد باید نگران شد نه وقتی دوستی با اندوه اشک می ریزه که فلان عزیزش مرده .

وقتی کسی تو جریان  فراز و نشیب زندگی روزمره گاهی کم می آره و به قول معروف می بره ، درسته باید کنارش بود تا خدای نکرده به جاهای بدی نرسه اما باید بهش فرصت اندیشه کردن و تفکر داد . باید یه جورایی کنارش بود که اون احساس راحتی کنه و نگران نشه که دوستاش وارد  حریم خصوصی اش شدن . تو این مواقع به دوست مون اجازه فکر کردن و تعمق بدین تا خودش  با خودش به نتیجه برسه نه با حرفامون گاه مشغولیات فکری اش رو بیشتر کنیم !

منظورم به کسی نیست حالا بعضی از بچه ها به خودشون مربوط ندونن . ولی این چند وقته اتفاقاتی افتاد که تصمیم گرفتم نگام رو  تو این موارد توضیح بدم .

 پس گاه بهترین کار در قبال دوست مون اینه که تنهاش بذاریم تا با خودش خلوت کنه . البته بازم از دور مواظبش باشیم ولی باید هر اتفاق سبز تو درونش بیفته نه تنها رو زبونش !

ارسال در تاريخ جمعه ٢٤ فروردین ۱۳۸٦ توسط معلوم هنر دوست