ماه ارديبهشت رو خيلي دوست دارم چون رنگاي واقعي بهار رو مي شه تو ماه  اين تماشا كرد . زيبايي طبيعت حكايت از بزرگي و عظمت  نقاش ازلي  دنيا  داره ، حضرت دوست ، مهربان دوست داشتني ، خالق رحمان و رحيم .

يه چند روز پيش يه جا داشتيم  در مورد بنده و خدا حرف مي زديم من گفتم : خدا اون قدر مهربونه  و رحمان و رحيمه كه شايد در انديشه ي زميني ما آدما نگنجه !

باور كنين خداي ما خيلي مهربونه بچه ها و حكايت بندگي من ، حكايت " موسي و شبان " مولاناست!

من خدا رو با ظرف فكري خودم دوست دارم تا جايي كه شعورم به من اجازه بده ...

حالا چرا اينا رو گفتم ؟! چند روزيه بد جوري حالم گرفته است خيلي دلشكسته ام ! خب جاي تعجب نداره  منم دلم مي گيره و حالم بد مي شه ، درست مث شما . اما من به دامان پر مهر خداوند چنگ مي زنم و تلاش مي كنم تا جريان رو به گونه اي حل كنم .

شايد حرفام قدري شعاري شده ولي باور كنين جور خاصي دلتنگم كه دلم مي خواد برم مسافرت ، يه سفر تك و تنها تا با خودم خلوت كنم . خيلي احتياج به تنهايي دارم تا راجع به همه چيز فكر كنم .

البته بايد بگم كه از جريان تازه اي كه تو وبلاگم پيش اومده قدري دلخورم اما اين دليل محكم اين دلتنگي نيست و ريشه هاش در جاهاي ديگه اس و ...

تو اين ناخوشي ها بدون شك فكر كردن به تك تك شما خوبان منو سرشار از انرژي خواهد كرد . برام دعا کنین ...

شاید این درخت پیر می خواد حرفایی به ما بزنه ، شما چیزی نمی شنوین ؟!

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٦ توسط معلوم هنر دوست