چند ياد داشت

 تولد تو كي بود ؟!

 

اول از همه بايد يه معذرت خواهي ازتون داشته باشم كه دارم دير آپ مي كنم . آخه نمي دونستم به چه بهانه اي بيام . از طرفي اكثر تون درگير امتحانات مدرسه و دانشگاه بودين يا هنوزم هستين و بهتر ديدم زياد مزاحم نشم .  اما حالا ديگه اومدم چون خجالت كشيدم از آپ قبلي ام كلي گذشته .  

مي خوام يه توضيحي در مورد تاريخ تولدتون تو مجله بگم ، همين طوري كه قبلا اشاره كردم ودر مجله نوشتم  اعلام كرده بودم تا يكي از شما تاريخ تولد  تموم بچه ها رو برام بنويسه .

 " ثريا مالديني – دليجان " برام زنگ زد و گفت اين كار رو مي كنه و تو يه دفتر اين كار  رو كرد و بعد " حنانه " هم تو دو تا صفحه  برام نوشت و من دوتا رو با هم مطابقت دادم و حالا اون دفتر رو  پيش خودم دارم .  بعضي ها كه اسم شون اون نيومده ، تو نامه هاي جديدشون برام مي نويسن و تاريخ تولدشون به ليست اضافه مي شه .

اما بازم يه سري از بچه ها جا مي مونن ، ممكنه يكي يه سال پيش تو نامه اش برام نوشته ولي من تو مجله ننوشتم كه مثلا تولد " رز مشكي "كي هست ، ثريا و حنانه چون تو مجله نديدن نمي دونستن و منم يادم نموند واسه همين بعضي ها اسم شون تو ليست ما نيست .

از همين جا ازشون معذرت مي خوام و خواهش مي كنم  همه بچه ها تو همين آپ تولداشون رو  برام   بنويسن تا هم با ليست مطابقت بدم هم اگه اون جا نيست اضافه كنم .

چند تا از بچه ها اسم شون تو ليست كسايي نبود كه  روزاي ميلادشون رو تو مجله آورده بودم ،از همين جا ازشون معذرت مي خوام .

تو چرا برام نامه نمي دي ؟

شنيدم بعضي از بچه ها به خاطر اين كه نامه هام زياده برام نامه نمي دن !!

چرا ؟ كي گفته برام نامه ننويسن ؟  چرا به جاي من تصميم مي گيرين ؟  يه سري از بچه ها پيداشون نيست و من ازشون دلخورم . بگم آبروشون بره ؟ فكر كردين همين دنياي مجازي ديگه كافيه ؟ خدايي نامه نوشتن با تايپ كردن يكيه ؟ من اگه نوشته هام رو اول بنويسم بعد از روش تايپ كنتم حتما از اين چيزايي كه مي نويسم بهتر مي شه . نوشتن با خودكار يه حس ديگه اس و خيلي قشنگ تره . پس بهونه اين كه سرت شلوغه و نامه ها زيادن ، كبوتر نامه بر نبود ، بنزين سهميه بندي شده هم نداريم .

به تازگي مي خوام از آقاي هنر خواهش كنم تا چند هفته يه صفحه ديگه به من بده تا من زود نامه هاتون رو جواب بدم و ديگه اين قدر منتظر جواب تون  نمونين .  

من به تو فكر مي كنم !

بچه ها  شباي جمعه ساعت 22 رو يادتونه يا نه بي خيال شدين و اون موقع اينه يادتون نيست ؟ من حتي اگه مهموني هم باشم تو اون لحظات ميام پيش شما ! جالبه  گاهي ممكنه كسي داره برام حرف مي زنه ولي تنها نگام و جسمم اون جاست و ذهنم مياد پيش دوستام و براشون دعاهاي خوب مي كنم .

اميدوارم اين كار قشنگ رو فراموش نكنيم و تو اون دقايق به ياد هم باشيم . اين اتفاق مي تونه در سال هاي آينده كه شايد ما ديگه كنار هم نباشيم هم  ادامه داشته باشه ! اميدوارم دلاتون مملو از حس دوست داشتن انسان ها باشه .

 خدايا از دلاي دوستام با خبري پس ...    

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه ٧ تیر ۱۳۸٦ توسط معلوم هنر دوست