امروز يه شعر رو تو حال وهواي خاصي گفتم ، اصلا واسه خودش اومد ! بچه هايي كه اهل شعر و شاعري ان مي دونن موقع سرودن شعر گاهي وقتا سلول  هاي خاكستري بد جوري هنگ مي كنن ، اما اين شعر خيلي راحت خودش از يه جا هاي دوري كه نمی دونم كجاست  اومد و منم ريختم تو حصار كاغذ  ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

           تو و بهار

 

بهار با بهانه ي حضور تو،

از پشت چپرهاي زمستان آمد

و تو آخرين گلي بودي

كه در گلدان زندگي كاشت

پيش از آنكه با بنفشه ها واطلسي ها،

بدرود بگويد!

از دل دريايي ات پيداست

كه ريشه هاي تو را

با امواج دريا آبياري كردند

و استواري شانه هاي تو

قصه اي ست كه كوه هاي پير

براي تپه هاي جوان باز مي گويد!

تو در كجاي روزها و ساعت ها بودي

وقتي من عابر پس كوچه هاي تنهايي بودم ؟

پنجره هاي دلت ،

به سوي كدام خيابان خوشبخت،

گشوده مي شد ؟

وقتي تو مي آيي ،

بهار با خيالي آسوده

از پرچين ميخك هاي عاشق مي گذرد !

 

 

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شنل قرمزی

هميشه لازم نيست حرفی بزنيم.....خيلی وقتها ديگران به خاطر آنچه ما نميگوييم سپاسگذار ما ميشوند

معلوم هنر دوست

شنل قرمزی می دونی که لطف شماست وگرنه کاری ازم ساخته نيست ! بابت همه چی سپاسگزارم ۰۰۰

شنل قرمزی

گاهی اوقات آدم چيزی رو که ميدونه دوست داره بازم بشنوه...........

شنل قرمزی

جای ابهام کجا بود ظاهرا پرسيده بودی....! تو در كجاي روزها و ساعت ها بودي وقتي من عابر پس كوچه هاي تنهايي بودم؟ اگه مایل بودی احساس میکنم حیلای حرف داره توش.....دوست دارم احساست رو اونموقع بدونم.....آخ معلوم میدونی که.....منم کنجکااااااااااااااااااااااااااااااااااو

بچه مثبت

سلام معلوم بابا شعررررررررررررررررررررررررررررررررررررقشنگ چرا تا حالا اينا رو رو نکرده بودی؟ خيلی قشنگ بود اميدوارم ادامه بدی..... راستی جات خالی من ديشب رفتم سينما فيلم اتش بس يه دونه چیپس هم گرفتم و شروع کردم خرت خرت جويدن چه کيفی داشت!!!!!!!!!!! اصلا سينما بدون چیپس صفا نداره مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

معلوم هنر دوست

هی بچه مثبت تو هم بله ؟ من از بيگانگان هرگز ننالم / که بامن هرچی کرد اون آشنا کرد . شانس آوردی من تو اون سینما نبودم وگرنه می اومدم جلو و می گفتم : سلام بچه مثبت تو کجا اینجا کجا کجا ؟ چیپس تعارف نمی کنی ؟ می خوام بازم تو صفحه شعر بذارم.

فرزانه

بابا ايوللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل ؛به شعر گفتن ادامه بده ؛موفق ميشی مطمئنا به وبلاگ من هم سر بزن خوشحال ميشم

لارس

به به شعرای عزيز : بی تو باران شب از گريه چشمان من است بی تو اين آينه هم زخمی دستان من است بی تو خورشيد ندارد رمق شعله وری بدنش سرد بسان تن لرزان من است بی تو اين آينه شب زده رويايی هر زمان منتظر لحظه پايان من است خوش باشی منم از سوتی هام نوشتم برو ببينش ....

ندا

شعرت و دوست دارم ولی چون عاشق پاییزم و هیچ حسی از پاییز بم نداد ردت میکنم عزیزم.منم مثل شنل فضولم زود باش بگو این شعر و تو چه حسی گفتی!!!![شوخی]

رفتار من عادیست...

بنویس با فونت درشت فقط همین را بنویس روی قلبت داغ کن بی خداحافظی رفت...[گل]