مترسک و کلاغ

 

«سختی تنهایی را وقتی فهمیدم که دیدم مترسک به کلاغ می گه : هرچقدردوست داری نوکم بزن ولی تنهام نگذار!»

/ 6 نظر / 15 بازدید
عسل بانو

یاداون دیالوگه افتادم میخوای عصبانی باش قهر باش ولی حق نداری بامن حرف نزنی درسته؟

بهار

اي واي از تنهايي.... متن قشنگي بود و پر از معنا و مفهوم . يه وقتايي براي هر كسي خوبه تنها باشه اما نه براي هميشه .... معلوم عزيز جات خالي شهرمون داره بارون مياد چقدر هم قشنگ و زيبا ...

ثمین

راست می گه.بعضی وقتا تنهایی آدمو می شکنه[دلشکسته]بددردیه[خجالت]

اسکارلت

گاهی تنهایی مثل یه سوهان روحمو خراش میده اما اینطور وقتا میرم جلو آینه و به خودم لبخند میزنم و میگم نگران نباش من هستم [لبخند]

نگار

گاه آن قدر تنهایی که دوست داری یکی اسمت را صدا بزند حتی اشتباهی

نگیسا

عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــزم... [ناراحت] تمامی مزرعه کافر صدایش می زدند ، گل آفتاب گردان کوچکی را که عاشق باران شده بود...