شانه !

 

پریشانی موهایت برای من

شانه می شوم

در گیسوی تو

برای گریه های تو!

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shahin

سلام معلو م عزیز ذهن زلالتان با واژه ها بازی زیبایی براه انداخته خیلی دلنشین و عالی بود یادم رفت بگم مثل همیشه درپناه حق[گل]

نگیسا

زیباست... [گل][گل]

ثمین

[پلک][مغرور] من اینم دیگه

بهار

مثل هميشه كوتاه و زيبا و پر از احساس [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

فاطمه

سلام معلوم جونم،وای چقد دلم واست تنگ شده بود،خیلی وقته که اینجا نیومدم،نمیدونم چی شد یه هویی به یادت افتادم گفتم بیام یه حالی بپرسم وبرم،خوب دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمیشم،فعلا بای[قلب][خداحافظ] راستی این مطلبتم فوق العاده بود،مرسی[قلب]

اسکارلت

[قلب]تو در من حلول میکنی من در تو گم میشوم دلم میخواهد تا ابد غرق در دستان گرم تو باشم تا دیگر منی وجود نداشته باشد تا تماما تو بشوم

عاطی

بسیار زیباااااااااااااااااااااااا:گل ل ل ل ل ل ل ل ل ل واقعا لذت بردم (یه وقت هایی که تلاش می کردم شاعرانه بشوم!!!!این را گفتم: به او می گفتم موهایت را روی صورتت بریز اما همیشه پشت گوش می انداخت! نمیدونم جمله بندی-شو درست نوشتم یا نه به هرحال هرچقدر هم جمله بندی تغییر کند به گرد نوشته ی زیبای شما هم نمی رسه:گل)

sun doughter

خیلی وقت است که مویی روی سرم نیست..... همان تارهای مویی که قسم میخوردی با دنیا عوضشان نمیکنی....

اسکارلت

سلام یه نوشته مثل همه دلنوشته هام که با خوندن شعر زیبای تو احساساتم خروشید و همون موقع نوشتم [لبخند] اخه میدونی من هر چیز زیبایی که به ذهنم برسه ثبتش میکنم