زندگی روستایی

بهار با همه جلال و جبروتش رسید و سال تازه ای آغاز شد. یه سال دیگه فرصتی ست تا برای رسیدن به اهداف زندگی مون تلاش کنیم. دیروز که سر کارم رفتم خیلی دپرس بودم ! حال و حوصله کاری رو نداشتم همش به تعطیلات نوروزی فکر می کردم نه اینکه خیلی خوش گذشته نه همین جوری . ناراحت

خب یه چند وقتی از کار دور باشی دیگه دلت نمی خواد برگردی سرکار . من چون تهران رو دوست ندارم زندگی برام سخته اینجا . همش دوست دارم برم تو یه روستا سرسبز تو شمال چند تا گاو و گوسفند و یه اسب داشته باشم و البته یه سگ ! قلب

نمی دونم  می تونم یه روزی به آرزوم برسم یا نه . انگاری خیلی ایده آلیستی فکر می کنم ولی خیلی هم دست نیافتنی نیست می شه با قدری تلاش و گذشتن از زندگی شهری بهش رسید ... اگه بهش رسیدم جاتون رو خالی می کنم لبخند

/ 5 نظر / 21 بازدید

رویای زیبایی داری و میدونم که بهش میرسی اما بدون هرکجا باشی برای من معلوم سرسبز باقی میمونی بابت این عکس زیبا ممنون من عاشق اسبم

بااران لاهیجی

ارزوی دور و درازی نیست حتما بهش می رسی معلوم

اسکارلت

ببخشید یادم رفت اسممو بنویسم اسکارلت

بهار

درود بر معلوم هنر دوست عزيز و دوست داشتني .... ايني كه ميگي دپرس بودي دقيقا منم حس و حال تو رو داشتم ... واقعا بعد از دو هفته تعطيلات سر كار اومدن خيلي دشوار بود !!!!!!!!! ولي اميدوارم سال 93 سرشار از شادي و بركت براي همه باشه . اميدوارم تو هم به اين آرزوي قشنگت برسي و ما رو هم دعوت كني تا بياييم و گاو و گوسفند و اسبت رو از نزديك ببينيم و لذتش رو ببريم ... واي كه چه حالي ميده بعد از يه عمر زندگي كردن تو هياهوي شهر و شلوغي و ... بري واسه خودت تو دل طبيعت و پاكي و دور از همه چيز زندگي آرومي داشته باشي ... انشا... تو هم به اين آرزوي قشنگت دست پيدا كني دوست عزيز

ارغوان2006

[نیشخند] خیلی باحال میشه[قلب]