اصفهان نصف جهان

بیست و هفتمین جشنواره فیلم کودک اصفهان هم تمام شد و رفت تا سال آینده . البته معلوم نیست سال بعد تو اصفهان باشه یا یه شهر دیگه ولی امیدوارم بازم تو اصفهان باشه! چون این جشنواره از اصفهان شروع شده و با اینکه چند جای دیگه هم رفت ولی هیچ کجا مثل اصفهان خوب برگزار نشد.

غیر از تماشای فیلم و دیدن زاینده رود بدون آب (ناراحت) دو روز صبح به گشت و گذار تو اصفهان پرداختیم . یعنی خود جشنواره ما رو برد تا دیدنی های اصفهان رو تماشا کنیم . دیدن  کلیسای وانک یا آمنا پرکیج برام خیلی جالب بود. واقعا تماشایی و زیبا بود.

پیوند معماری غرب با معماری ایرانی و اسلامی واقعا تماشایی بود . اگه اصفهان رفتید حتما تماشای این کلیسا رو از دست ندین ...

در این چند روز ، جای همه دوستان خالی بود به یادتون بودم ...

 

/ 9 نظر / 19 بازدید
رویا

کلیسا رفتم جای باحالیه تو موزه اش هم چیزای جالبی هست نقاشی های دور تا دور ساختمون اصلیش هم یه توضیح کامله برای شناخت اتفاقای زمان مسیحه [لبخند]

باران پاييزي

واااييييييييي عجب فضاي هنري و عرفاني دلچسبي اصفهان رفتم ولي اينجا رو نديدم[ناراحت][ناراحت]

بزدل شجاع

سلام همیشه به گردش باور کن خودمم بزدل شجاع قدیمی چرا باور نکردی؟ دلم خیلی واسه اونوقتا تنگ شده راستی از لارس چه خبر یا همون سعید؟ از خبر نداری ؟ کنجکاو بچه های مجله ام یادتون هست که منو اومدم دفتر مجله خدایی اون روز اونجا بودی ؟ منو یادت هست زشت بودم یا خوشگل زود جواب بده بیام بخونم دوست دارت همون بزدلی که ..........

اسکارلت اوهارا

سلام معلوم عزیزم کلیسای وانک واقعا جالب انگیزه همچنین موزه من فقط یه بار رفتم اما خاطره شو تو ذهنم نگه داشتم ولی واقعا در رابطه با زاینده رود افسوس....[افسوس]

ثمین

امسال نسبت به پارسال خیییییییلی بهتربود پس؟!خوشحالم.ازفیلم هاچیزی نگفتی

بهار

سلام ، رسيدن به خير ، هميشه به سير و گشت معلوم جان [چشمک] انشا... تا سال آينده سلامت و تندرست باشي و دوباره از خبرها و خاطرات جشنواره فيلم كودك برامون بگي البته همانطور كه دوست داري و گفتي تو اصفهان هم باشه و با زاينده رود پر آب [لبخند] من با اينكه چندين بار اصفهان رفتم ولي فرصت رفتن و بازديد كليساي وانك رو نداشتم متاسفانه [ناراحت] ولي عكسي كه گذاشتي گوياي همه چيز هست از معماري گرفته تا شكوه و عظمت اين اثر تاريخي ... مويد باشي دوست عزيز ... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

منا

آبان داره میرسه و یه قطره بارون هم نیومد... پس دلتنگی ها رو کجا باید ببریم؟؟ "خدایا میشود باران ببارد... این بغض به تنهایی از گلویم پایین نمیرود......" دلم بارون میخواد :((( وقتی دبیرستانی بودم. این موقع های سال که بارون میومد و بهار، کلاس تقویتی هام رو میپیچوندم تنهایی میرفتم زیر بارون قدم میزدم... چقدر عالی بود... هی روزگار

رفتار من عادیست...

نمی دانم چرا همیشه کافران بیش از مؤمنان درباره ی خدا فکر می کنند حرف می زنند بحث می کنند... شاید درست مثل من مثل من که دیگر فراموشت کرده ام!...

shahin

سلام معلوم عزیز رسیدن بخیر با بارشی از دلتنگی منتظرتان هستم این پست به افتخار شماست که عاشق بارانی به ویرایش افکار توانمندتان نیازمندم[گل]