سگ و گربه

این کارتون یادتون هست ؟ من چقدر این سگ و گربه رو دوست داشتم . با هم ضد بودن ولی مجبور می شدن به توافق برسن و سراغ یه هدف برن . آفرین به کارگردانش خیلی کار خوب و قویی بود...

اما چرا گاهی ما آدم ها برا یه هدف مشترک سگ یا گربه بودن مون رو کنار نمی ذاریم ؟

 

/ 9 نظر / 21 بازدید
اسکارلت

کارتون قشنگی بود بهتره بتونیم سگ و گربه هی زندگیمونو با مو به توافق برسونیم تا کرم وجودمون ووول نخوره و کار دستمون نده [نیشخند]

عسل بانو

هوا سرد بود و شهر شلوغ .دخترک در گوشه ای از خیابان ایستاده بود.و فریاد می زد گل ُ گل... کودکی از کنار او گذشت و با اصرار از مادرش خواست گل بخرد. مادر نگاهی به دخترک انداخت و با بی اعتنایی به فرزندش گفت:آن طرفتر یک کتاب فروشی است .برایت یک کتاب می خرم.کتاب دخترک کبریت فروش

الهه از بیرجند

آره معلوم همین آدرسی که الان گذاشتم http://enblog.ir/ ممنون لینک کن

الهه از بیرجند

مرسی معلوم آره با چند تا از دوستام این سیستم وبلاگدهی را شریک هستیم.

عاطی

سلام:) منم چند رووز پیش داشتم ب این کارتون فکر می کردم... خیلی جالبه وسایل خونه شون هم خیلی خووب بوود..تلفنشون ماهی بود و گوشیش استخون :دی

نازنین

اصن یادم نمیاد این کارتون رو:( یعنی جزیاتشو یادم نیسا

نگیسا

[نیشخند] میگن از هم جدا شدن

سفید برفی

این روزها شیرها هم راضی اند با دمشان بازی شود ولی با دلشان نه.....!