خاطرات خر ملانصرالدین ۳

اگه خری پیتزا نخورده باشه ...

208zg5e.jpg

امروز  حالم خیلی خوبه  می دونین چرا ؟ جاتون خالی نباشه یه بغل سیر یونجه زدم تو رگ و حالا خیلی کیفم کوکه پیش پای شما چند تا عرعرم کردم و از ملا نصرالدین عزیزم  ممنون شدم بابت توجه ی خاصی که به من داره !

باور کنین تو این دوره زمونه وقتی آدما وقت نمی کنن ماه به ماه یه دست به ماشین شون بکشن و شیشه شون رو تمیز کنن ، همین ملای عزیز هر روز برام کاه و یونجه می ذاره تازه واسه این که عقده ای نشم هفته ای یه بار برام پیتزا می خره !

خب دوره زمونه فرق کرده  - روم به دیوار بلا نسبت شما – اگه یه خری پیتزا نخورده باشه  یعنی چیزی از خریت خودش نمی دونه ! این که چیزی نیست نسکافه و قهوه هم خوردم اما نمی دونم فرق بین این دو تا چیه ! یه روز با ملا رفته بودم دربند ، چه خبر بود مث مور و ملخ آدما ریخته بودن . جو اون قدر خراب بود که ملا نصرالدین عزیز من مجبور شد جلو یه راننده ماکسیما کم نیاره ! طرف  وقتی می خواست از بغل مون رد بشه یه تیکه خیلی نا جور بار ملانصرالدین کرد . اجازه دارم بگم ؟ خیلی ببخشین خیلی معذرت ( خدایا منو ببخش )  به ملا نصرالدین گفت : خیلی خری !

و رد شد .

 با خودم گفتم حالا ملا منو چار نعل می کنه تا برم بگیرمش اما نه اون تبسمی کرد و گفت : بی شعور نمی دونه من سوار خرم نه خود خر ! این قدر چشاش مشکل داره که منو با خرم تشخیص نمی ده !

تو دلم افتخار کردم که سوارم ملانصرالدین باهوش و با سخاوته . وقتی رسیدیم دربند از قضا طرف رو دیدیم تو یه کافی شاپ ، منو برد بغل ماشین اون آقا پارک کرد و رفت نشست روی تخت کنار جوی آب .

یه جوونی اومدگفت: چی میل دارین ؟

ملا گفت: چی دارین ؟

طرفگفت : نسکافه ، قهوه، کافه گلاسه ، بوکاجینورز یه همچین چیزایی و خیلی چیزای دیگه .

 ملا گفت: همون اولی رو بده  و دومی رو هم بیار واسه خرم !

اون راننده همینجوری مات و مبهوت مونده بود چی بگه . خلاصه این شد که منم یه چیزایی خوردم و کلی کلاسم رفت بالا .

حالا بی صبرانه منتظر منتظر اینم که یه کامپیوتر برام بخره ، قولش رو بهم داد احتما لا تو جشن تولدم می خره . اون وقت می تونم با دوستام چت کنم . وای چه صفایی ، حتما یه وبلاگ می زنم تا دیگه  واسه نوشتن خاطراتم منت این معلوم هنر دوست رو نکشم !

اگه کامپیوتر داشته باشم دیگه آخر کلاسم یه جایی تو همین طویله جاش می دم . اون وقت اگه یه موبایل هم  داشته باشم و اس ام اس بتونم بزنم دیگه از خدا چیزی نمی خوام .

البته ملانصرالدین می گه از این لوس بازیها خوشم نمیاد آخه خودشم موبایل نداره !

ما خرا اگه این جور آرزو ها رو نداشته باشیم ، گوشه ی طویله می پوسیم و کسی خبر دار نمی شه . ببخشین بازم حس خوش صدایی اومده سراغم و با اجازه تو ن می خوام چند تا عرعر بلند بکشم ممکنه گوش تون رو بگیرین چون شاید تا حالا صدای خوب نشیده باشین و یهو بخوره تو ذوق تون . باید سرم رو از طویله ببرم بیرون تا همسایه ها هم استفاده ببرن ...

/ 48 نظر / 66 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحيد

سلام ! آقا اين خره خيلی باحاله ! دمش هم خيلی گرمه ! والا از ما بيشتر حاليشه ! بابا خر خوشکله‌‌‌ ! ( به قول باران ! ) خيلی خرتيم !!!!

باران پاییزی

معلووووووووم دیروز کلی منتظر موندم نیومدی. کجایی؟ با ملا رفتی برای خر خوشگله موبایل بخرین؟ جمهوری نرین ها. سرتون کلاه می ذارن.

سميه

سلام معلوم جون حالت خوبه؟ چرا بايد من باهات قهر باشم؟نمی دونم چرا هميشه اينو می گی من خيلی کم ان می شمو هروقت کهازت افی داشتم جوابتو دادم مرسی که هميشه از ايندوستی که نه نامه ای بهت داده نه ... ياد می کنی خيلی ممنون خيلی با مرامی تو اين مدت که اپ کردی خيلی عاليه نوشته هات موفق و هميشه سبز باشی قربانت سميه

Milad-real

يعنی حالا از اين به بعد ما به يه خر طرفيم ؟؟ معلوم تو مطمئنی حالت خوبه ؟؟

asemane_sorkh97(حسين جون از سمنان)

سلام خوبين؟ آسمان سرخ آپه هاااااااااااااااااااااا جا نموني ؟ميخواي بدوني اگه دختر تو زندگيت نباشه چه حالي ميده؟ پس بدو بيااااااااااااااااااا معلوم اااااااااااااا چه خر خشگلي به قوله معصومه خانم پس خود ملا كو؟

باران پاییزی

سلام معلوم جونم امروز ما هم بی تو گذشت.... هی.... وای چه غمگین شد! نه بابا من الان خیلی شادم به خدا. قربانت

رویا

معلوم عزیزم سلام خوبی گلم شرمنده که دیر به دیر سر میزنم(منم میشم مثل خودت )

hermione grinjer

دستت درد نکنه معلوم جان با همه آره با ماهم آره.

ونوس

سلام می خوام بدونم کی می شه که دست از سر اين خره برداری بسه ديگه