حرفايی خاکستری !

معرفت دوست

81_06_22_rose.jpg

يه چند روزيه حالم بد جوري كشمشيه ! انگاري اعصابم رو  ریختن تو هاون و هي كوبيدن تو ملاجش! از بعضي آدماي دور برم سخت شاكي ام ! خب هر كسي يه ظرفي داره ديگه ، دروغ نگم واسه اين دوستم صبرم اندازه ي يه استخر بود !

البته حتما تو هفته ي ديگه باهاش تسويه حساب مي كنم تا فكرم راحت بشه .می خوام باهاش اختلاط کنم همین ! من آدمي نيستم بي مهري بعضي آدما رو بي جواب بذارم . گاهي وقتا ممكنه به بد و بيراه يكي اهميتي ندم ولي  به يه ابرو نازك كردن يكي ، بد جوري گير بدم ! حالام يه كسي انگاري داره يه كارايي مي كنه و من بايد جلوش باشم تا هر جور دوست داشت باهام رفتار نكنه .

آدم وقتي دست دوستي به كسي داد بايد حرمت نگه داره نه اينكه بعد بزنه زير تمومه واژه هاي قشنگ و  نون و نمكي كه دور يه سفره با هم خوردن ! من اين جوري نيستم ،از کسی یه نمه معرفت ببینم   تا آخر عمر رو يادم نمي ره . اما بعضي ها روم به ديوار- انگاري بايگاني مخ شون ويروسي شده باشه محبت سرشون نمي شه . خب بايد با اين جور آدما يه جوري برخورد كرد كه بدونن مام حالي مونه . من مي خوام تنها بهش بگم كه بابا مام يه چيزايي حالي مونه و واسه مون گربه نرقصونه كه تريپ مون تو اين مايه ها نيست .

يه دعاي خير و مارو بسلامت  ، اين جوري به نفع بعضي دوستي هاي بي در و پيكره چون لااقل سلام و عليكش مي مونه .من يه عادتي دارم خيلي خيلي دير از آدما مي برم مگر طرف ديگه چي كار كنه ولي اگه ببرم  ديگه بريدم .

 به قول شاعر :

"دل نيست كبوتر  زبامي که بر خاست نشيند       

ازگوشه ي بامي كه  پريديم  پريديم !"

يه خاطره بگم :دوره ي ابتدايي يه دوست خوب داشتم چارم ابتدايي  با هم دوست شديم .حسودي بعضي  دوستان باعث شد تو اول راهنمايي با هم قهر بشيم ، الكي الكي!

 اما بعد اون  همش بهش فكر مي كردم و افسوس مي خوردم چرا اين اتفاق افتاد .

ترم سوم دانشگاه بودم كه ديگه طاقت نياوردم و رفتم سراغش و بغلش كردم و گفتم تو اين سال ها هميشه دوست من بودي و هستي  ...

حالام با هم دوست هستيم حوزه فعاليت مون هيچ سنخيتي با هم نداره ولي دوستي مگه صنف و اين چيزا سرش مي شه ، دوستي خيلي با ارزش تر از اين حرفاس .

نمي دونم تو اين هفته چه اتفاقاتي مي افته ولي برام دعا كنين كه به خير و خوشي همه چي تموم بشه .

"اگر چه دوست به چيزي نمي خرد ما را

به جهاني ندهيم مويي از سر دوست "

 

 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

سلام يه سلام از ته دلم به يه دوست ........... شما اين کاره بودی من نيميدونستم؟ دوست دارم یا حق

حنانه

سلام اون کی بود بگو تا به قول تو سه سوته سوکسش کنم

تهمينه

سلام معلوم جان باورم نميشه که اين حرفها مال معلوم باشه؟؟؟؟ خيلی دلم ميخواد بدونم کی بوده که به خودش اجازه داده دل صبور سنگ صبور مارو بشکنه؟؟؟؟؟؟؟

مادر بزرگ شنل قرمزی

معلوم جونم چی شده؟؟؟؟

hivaaaaaaaaaaaaaaaa

salammmmmmmmmmm malom jan dobare migam bayad sare ghoilet bemoni ta tahesh ham bere ro komake hamye ma ham hesab kon ta vaghte mano naanino va mostafa az qom va ..........ro dare az hichi narahat nabash

وحيد

سلام‌! از اينکه به وبلاگم اومدی بی نهايت ممنون! اميدوارم اونی که اونجا بهت هشدار داده بودم روش کليک نکن زياد حالتو نگرفته باشه ! اما مثه اينکه يه نفر به خودش اجازه داده که تو رو اذیت کنه!فقط میخوام بگم کاش ما رو لایق شنیدن غمهای انباشته شده ت میدونستی و هر چی تو قلب قشنگ و مهربونت بود به ما میگفتی! باز کن اخماتو! اصلا بگو کی بوده سیم ثانیه یه ورد حرومش کنم! معلوم جونم!عکس بده ، جنازه تحویل بگیر عزیز

نرسيس فيگو

وای معلوم اگه کار به بزن بزن کشيد نگهش داری که منم بيام...آی دلم واسه يه دعوای حسابی لک زده....

بچه مثبت

دوباره سلام .... اميدوارم مشکلت حل شده باشه ..... خواستم بگم تو اين شبای پر فيض قدر از دعا واسه اين حقير فراموش نکنی زبونم لال !!!! منم واسه همه دعا کردم به ارزوهاشون برسن از جمله شما .... به جون همين خر بابا بزرگم که کنارم نشسته !!!!

باران پاییزی

سلام من اولین باره که به وبلاگ تو اومدم. همه مطالبش رو از اول تا آخر خوندم. نظر خاصی راجع به هیچکدوم نداشتم. اما این نوشته .... راستش داغ دلم رو تازه کرد. یاد خودم افتادم. یاد دوستان خودم که وقتی فکر می کنم میبینم هیچ کدوم لایق صفت دوست نبودند. من توی دوران مدرسه دوستان زیادی داشتم اما همیشه با عوض شدن مدرسه ام اونها رو از دست دادم. دانشگاه که رفتم فکر می کردم با وجود این همه آدم حتما از دست رفتن دوستهای مدرسه ای رو می شه جبران کرد. اما حالا که دوران دانشگاه هم تموم شد تنها یک تجربه برام باقی مونده و اون اینکه دوستی های مدرسه خیلی قشنگ تر و واقعی تره. چون آدمها توی اون سن خیلی قشنگ تر و واقعی ترند. بی شیله پیله و صادق اند. دلشون پاکه. اما هر چی بزرگتر می شیم انگار یه چیزی صداقت و یکرنگی رو از ژرفای وجودمون می کشه بیرون. منو ببخش که هنوز نیومده اینقدر طولانی حرف زدم. دلم گرفته. خیلی زیاد. امیدوارم دل تو هم زودتر از خاکستری بودن نجات پیدا کنه.

واقعا باحال بود . خیلی از نوشته هات خوشم اومد .... ایکاش منم مث تو بودم ... [ناراحت]