حرف نزدن

 

اومدم یه پست تازه بنویسم ، ولی هر چی به مغزم فشار آوردم چیزی به ذهنم نیومد که براتون بنویسم ! نه اینکه تهی از موضوع باشم نه ، به هر کدوم از موضوع هایی که تو ذهنم دارم فکر می کنم ، یه مشکلی پشتش هست که نمی شه نوشت !

یه جورایی نمی شه بهشون پرداخت! برا همین ترجیح دادم همین رو بنویسم و بگم که پر از حرفم ولی بهتره چیزی نگم! گاهی وقت ها حرف نزدن هم برا خودش یه حرفیه  مگه نه! ...

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ثمین

گوش کن ...آوای سکوت جاودانی ام را.. سکوتم شنیدنی ست . نه دلی را هوایی می کند ... نه می آزارد . با سمفونی سکوتم ... نه خشمی بر می انگیزد... نه اشکی می تپد .. گوش کن ... سکوتم جاودانی ست . تا واژه هایم ... کسی را به اوج استهزاء نبرند . و حس پیغمبر گونه ام .... کسی را به شمایل شیطان ؛ شبیه نسازد . سکوتم را بشنو تهی از واژه است ... تهی از حس افلا کی ..... و سرشار از آرامش برای دیگران (شاعرش نمی دونم کیست) همون موضوعات محرمانه که مثل راز می مونن؟همین پستی روکه گذاشتی خیییییییلی عالیه.بهترازنبودنه معلوم جان[ماچ]

الهه ابوترابی-بیرجند

سلام به همه بچه ها آیا کسی منو یادشه؟

ساغر

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است سلام خوبی معلوم عزیز؟ شما سکوتتون هم سرشار از گفتنیهاست هر وقت نیاز به سکوت داشتید سکوت کنید دوستان یکدل صدای نهفته در لفافه ی سکوتتان را با گوش دل میشنوند در پناه حق[گل][گل]

رویا

تو با منی بی توام ببین چه گریه اوره/سکوت کن سکوت کن سکوت حرف اخره[لبخند]

ثمین

سلام الهه جان.نه[ناراحت]

سلام گلم خوبی فدات شم اگه منوشناختی یه یارقدیمی حدس بزن

نگیسا

دیگر گذشت آن زمان که تنها یک بار از دنیا میرفتیم... حالا یک بار از شهر میرویم یک بار از دیار میرویم یک بار از دل میرویم یک بار از یاد میرویم و یک بار از دست! دیگر گذشت آن زمان.... گذشت.

سلام برمعلوم بزرگوار بازم منم اگه شناختی مطمینم اگه بشناسی خیلی خیلی خوشحال میشی وسکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست وسکوت سرشارازناگفته هاست

sun doughter

باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم .........

سفیدبرفی

سلام.من تازه با وبتون آشنا شدم. واسم دعاکنید مشکلم حل بشه