نوشته های شما برای دومين سالروز افتتاح صفحه معلوم هنر دوست

نمی دونم چه جوری از تون تشکر کنم ، چه اونایی که واسه ۱۶ آذر برام مطلب نوشتن چه اونایی که قصدش رو داشتن بنویسن و چه بچه هایی که اصلا حال این کار رو نداشتن . از همه تون ممنونم !

اما نوشته های پر از محبت شما :

   

08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif08.gif

 

دوست داشتم که میتونستم توی یه موقعیت بهتر و از سر فرصت برای معلوم بنویسم ولی چه کنم که ناگفته ها بسیار است و مجال اندک....

در هر صورت خوشحالم که گذرم به اینترنت افتاد و متوجه این جریان شدم...

گفتن ا زمعلوم کار چندان آسانی نیست.....اینو جدی میگم...نه بذار به حساب نون قرض دادن نه نوشابه واکردن...یه چیزایی ته دلم هست که بهم میگه حسم دروغ نیست.....

این معلوم دو ساله از همون روز اول که مثل یه مهمون ناخوانده وارد دنیای ما شد خیلی خوب خودشو تو دلم جا کرد...احساس کردم میشناسمش از سالهای خیلی دور....اونقدر دور که شاید بشه گفت از روزی که به دنیا اومدم...خیلی وقتها با صفحه ی معلوم خندیدم خیلی وقتها گریه کردم...به یاد دوستایی بودم که در سراسر ایران ÷یدا کردم و مسببش هم معلوم بوده و بس....

نمیدونم....بعضی وقتها بعضی آدما وارد زندگی آدما میشن که تاثیر بزرگی میذارن توی زندگی اون شخص...

معلوم......

میخوام بگم...

تو....یکی از همون بعضیا بودی...

ازت ممنونم و تولدت دو سالگیت هم مبارک....

 

دختر خورشید 

--------------------------------------------------روز 16 آذر روز دانشجو تو تقويم ما معلومستاني ها يادآور يه روز ديگه هم است روزي كه معلوم وارد زندگي مون شد دوستي كه با خنده هامون خنديد و با گريه هامون گريست.درست مثل من يا شما ...دوستي كه برامون به وسعت يه ايران

همدم و هم دل پيدا كرد. الان تك تك شهرهاي ايران برامون معناي ديگري پيدا كرده و بايد بگيم معلوم متشكريم.تولدت مبارك...

دلم مي خواست به وسعت دنيا مي نوشتم براي معلوم و تك تك معلومستاني ها چون اين روز فقط روز معلوم نيست روز تك تك شما ها هم هست ولي نمي شه..

معلوم با ما بمون براي هميشه...سالم باشي و موفق

دانيل استيل 

 

... مطلب خاصی نداشتم که برات بفرستم فقط یه روز ساعت 1 شب یهویی حس هنری اومد سراغم و یه شعر خنده دار گفتم همه ی اینا رو تو نامه هم نوشته ام شاید بهم بخندی چون تو شاعری حرفه ای هستی اینم از شعر من::

از عمق نگاهت حرفهایت را می خوا نم

پلکهایت را بر هم مگذار

بگذار فوران حرفهایت تا اعماق وجودم را بسوزاند

شاید با سوختن ان برای همیشه رسوایت شوم

که چگونه در خلوت تنهایی ام می پرستمت

شاید فاش شود سر دیرینه ام

شاید بفهمی چقدر دوست دارمت

اینم از مطلب بی خودم دیدی زیاد ارزش خوندن نداشت. امیدوارم این ایمیل بهت برسه. خدا کنه

ارادتمند زی زی

 

 

سلام معلومي . بدون مقدمه مي گم : تو باعث شدي بعضي ها از تنهايي در بيان و پيله اي رو كه دور خودشون كشيده بودند باز كنن. براي پايداري خودت و صفحه ات و بچه ها هر شب ساعت 10 دعا مي كنم. مثل خودت مي گم: سبز باشي و پايدار.

 

آواي بي نوا  

خيلي وقت نيست آمده اي . از پشت چپر هاي سبز زندگي و با بدرقه ي باد بادكهاي عاشق. هنوز مداد رنگي هاي كودكي ات را تصور مي كنم كه روي فرش ولو شده اند . مي داني چرا؟ آخر تو هنوز صفاي كودكي را داري . تو هنوز اسير هوهوي باد نشده اي . تو از جنس باران بهاري . از جنس قاصدك هاي غريب گونه ي پر احساس.

تو از منها اليه درد آمده اي . مگر نشنيده اي كه مي گويند: ((درد كشيده طبيب است!)) 

راستي؛ راست گفته اند كه تمام چيز هاي خوب تمام مي شوند ؟ يعني ما و تو ، مي شود كه روزي....؟

بما ني ها! روي سر در نگاهمان نوشته ايم عشق و تو از تبار عشقي

/ 36 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معلوم

خانوم نارسيس باور کن آف تو نرسيد اگه می رسيد حتما استفاده می کردم . غير اين چيزا که تو وبلاگ استفاده کردم نه آفی رسيد نه ايميلی . اتفاقا تعجب کردم چون انتظار داشتم که حتما چيزی می نويسی هم تو هم رضا .

baby girl

حالا که آف هات پريده من ميتونم ادعا کنم که واست آف گذاشتم

baby girl

معلوم جوووووووووووون تو که آدم شوخ و شلوغی هستی يه کم هم تو صفحت اينطوری باش

baby girl

نمیگم الان صفحت بده چون اگه بگم دروغ گفتم ولی میخوام بدونم اگه یه کم شوخ باشی چه جوری میشه؟

رز-مشکی ـ غم

خاموشیم بس است خداوندا تا کی در این سکوت بغلتم من زنجیره های فکر مرا بگسل غوغا و هیاهو به دلم افکن این ارزوی مرده چه میخواهد از چیست پیش دیده یی رقصان در تار و پود فکر چه می یابد دز ظلمت غم، زچه شد رخشان فکر مرا بکش که دگر هرگز اندیشه ی محال نمیخواهم شادی نخواهم از تو در این دنیا اخر گناه کرده و گمراهم عقلم سر نهیب زد و نگذاشت دیوانگی کنم، شوم اشفته بس خنده ها که مرده بلبلهایم بس ارزو که در دل من خفته ان کیست در برش دل دیوانه تا راز خویش با دل او گویم تا معنی شرار مخبت را در موجهای دیده ی او جویم خاموشیم بس است خداوندا دیوهنه ام بکن که جهانی را با شور خویش و لوله اندازم کافیست غم دور زندگانی را

جکی چان

با طول و عرض و ارتفاع و حجم و... سلام خدمت معلوم جون خودم چه عجب بلاخره تونستم نظر بدم . دوستت دارم یه عالمه هذ چی بگم بازم کمه

سميه

سلا معلوم جان خوبی ؟ بای

سمیه

خسته نباشین وبلاکتو خیلی پر محتواست

مملی فوکول

معلوم جون اولين باره که وبلاگتو ديدم.خيلی قشنگه.از جوابايی هم که به تموم نامه هام دادی خيلی خيلی ممنون ميدونی فرق بين تو با کفش چيه؟اون لنگه داره اما تو نداری.

مملی فوکول

عشق مثه یه ساندویچه که دو نفر از دو طرفش شروع به خوردن می کنن وقتی بهم می رسن تموم می شه