نامه ای برای خدا 3

نامه های شما برای خدا 3

 

ناامیدانه به سوى تو چشم دوخته‌‏ام 

خدایا! وقتى که دل گرفته و غم‌‏دار است، وقتى همه‌‏ى دوستان دشمنند، وقتى سوختن تنها علاجش ساختن است، وقتى دوست داشتن پایانش از یاد بردن است، وقتى در همه‌‏ى راه‌‏ها چاهى پنهان است، وقتى آسمان بالاى سرت از درد دلهاى گرفته سیاه است، به چه می‌‏توان دل را خوش کرد؟

پس ناامیدانه به سوى تو چشم دوخته‌‏ام تا که بار دیگر دستم را بگیرى و از این ظلمت رهایم بخشى.

 

 

پاییزه  رامشیر

 

به انتظار فرداها می‌‏نشینم

 

 

 

اى یگانه سکان‌‏دار کشتى هستى،دراین اقیانوس بی‌‏پایان، نمی‌‏دانم ستاره‌‏ى بختم را به کدامین مسیر جهت داده‌‏اى، و نمی‌‏توانم و حتى نمی‌‏خواهم با هیچ باد و طوفانى جهت آن را تغییر دهم، زیرا یقین دارم که همیشه نیک‌‏ترین، مسیرها را برایم معین خواهى کرد. پس با اشتیاقى فراوان به انتظار فرداها می‌‏نشینم و با جان و دل از لحظه‌‏لحظه‌‏هایش استقبال می‌‏کنم، اما براى رویارویى با امواج سهمگین این اقیانوس، فکرى برایم کن.

 

 

نیلوفر تا ابد سرخ

 

 

بی‌‏اندازه دوستت دارم و می‌‏پرستم

 

 

خدایا، تو را بیش از آنکه در فکر هر کس بگنجد دوست می‌‏دارم.

خدایا، تو را به اندازه وسعت خلقت خودت که زمین و آسمانهاست دوست می‌‏دارم،

خدایا، تو بزرگى، تو مهربانى و تو را به اندازه مهربانیت دوست می‌‏دارم.

خدایا من خود می‌‏دانم نالایق‌‏ترین بنده توأم، ولى تو تا به حال این را به من نشان ندادى، چون بزرگى!

خدایا، درد دلم با تواین است که مرا به خاطر تمام کارهایى که تا به حال براى رضایت تو و خلق تو، باید می‌‏کردم و نکردم ببخش، خدایا تو همیشه کنار من بودى ولى احساس نکردم، چون فقط در لحظه‌‏اى که به تو نیاز دارم یادم می‌‏آید خدایى دارم، در صورتى که تو در لحظه، لحظه زندگیم  نیاز واقعى من بودى، خدایا من حقیر خواسته‌‏اى جز به بخشش تو ندارم  که تو بخشاینده‌‏ترینى و مهربانترین، و می‌‏خواهم مرا به خاطر تمام کارهاى بدم ببخشى.

پس اى مهربانترین مهربانان،

در یک کلام می‌‏گویم: بی‌‏اندازه دوستت دارم و می‌‏پرستم"

 

شوالیه سیاه  رامشیر

 

تذکر : متاسفانه بخش نظرات وبلاگم نمی دونم چی شده ، بعد از تایید، نظرات متاسفانه تو وبلاگ دیده نمی شه . امیدوارم به زودی این مشکل حل بشه ...

/ 1 نظر / 37 بازدید
فاطمه

سلام. مثل همیشه عالی بود[لبخند][گل]