با دوستان مدارا ...

 

تنهایی خوبه  !؟

 Scarecrow.jpg

بدون شک برا شمام پیش اومده که گاهی وقتا تو زندگی تون یه جورایی به ته خط برسین ، یا فکر کنین که دیگه آخرشه و توان ادامه دادن ندارین . شاید برا بعضی هاتون از این اتفاقا زیاد افتاده باشه . حتی بعضی ها هستن که تو زندگی شون صبح شکسته می شن و شب دوباره بلند می شن تا یه آدم دیگه ای باشن و یه جورایی خودشون رو قوی می کنن .

اگه این اتفاق واسه یکی از شما ها بیفته چه انتظاری از دوستاتون دارین ؟ بیان کنارتون و نذارن شما تنها باشین ؟ هی بیان با هاتون شوخی کنن تا دیگه به اون موضوع یا موضوعات فکر نکنین ؟ بیان شما رو ببرن بیرون تا  مثلا دل تون وا شه ؟ و...

اگه شما بخواین قدری با خودتون خلوت کنین چی ؟ دل تون بخواد تو تنهایی به مشکلات تون فکر کنین و دوستاتون اجازه این کار رو ندن چی می شه ؟

یه چیز دیگه مطرح کنم : اگه خدای نکرده واسه دوست تون حادثه ی بدی افتاد ، مثلا باباش یا مامانش فوت کرد و اون داره گریه می کنه باید نذارین گریه کنه ؟ باید اونو بخندونین و همش کنارش باشین ، تا اشکش در اومد بگین گریه نکن ، ناراحتی نکن ، چرا غذا نمی خوری ؟ چرا ...این کار درسته ؟

 اگه یه دوستی با من  این جوری بر خورد کنه وای به حالش . تو مرگ عزیزان آدم گریه نکنه چه خاکی می تونه تو سرش بریزه ؟

باید خودش رو به نوعی تخلیه کنه ، اگه کسی گریه نکرد باید نگران شد نه وقتی دوستی با اندوه اشک می ریزه که فلان عزیزش مرده .

وقتی کسی تو جریان  فراز و نشیب زندگی روزمره گاهی کم می آره و به قول معروف می بره ، درسته باید کنارش بود تا خدای نکرده به جاهای بدی نرسه اما باید بهش فرصت اندیشه کردن و تفکر داد . باید یه جورایی کنارش بود که اون احساس راحتی کنه و نگران نشه که دوستاش وارد  حریم خصوصی اش شدن . تو این مواقع به دوست مون اجازه فکر کردن و تعمق بدین تا خودش  با خودش به نتیجه برسه نه با حرفامون گاه مشغولیات فکری اش رو بیشتر کنیم !

منظورم به کسی نیست حالا بعضی از بچه ها به خودشون مربوط ندونن . ولی این چند وقته اتفاقاتی افتاد که تصمیم گرفتم نگام رو  تو این موارد توضیح بدم .

 پس گاه بهترین کار در قبال دوست مون اینه که تنهاش بذاریم تا با خودش خلوت کنه . البته بازم از دور مواظبش باشیم ولی باید هر اتفاق سبز تو درونش بیفته نه تنها رو زبونش !

/ 144 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران پاییزی

سلام بی نام جون اسمتو بگو عزیز! خجالت نکش. میلاد و حنانه قبلا جوابتو دادن. من دیگه چی بگم؟ فکر کردی اینایی که میان اینجا و یا هر هفته مجله می خرن و از نوشته های معلوم لذت می برن، براشون مهمه که معلوم واقعا کیه و اسمش چیه؟ معلوم یکی از زحمت کشای مجله جوانان امروزه و مهم نیست که اسم واقعیش چیه. اگر مهم بود مطمئن باش که بچه ها تا نمی فهمیدن کیه، براش نامه نمی دادن و اینقدر باهاش صمیمی نمی شدن. فهمیدییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟ پس دلت رو خوش نکن به اینکه اخبارت رو اینجا با آب و تاب اعلام کنی. کشف بزرگت رو هم برای خودت نگه دار. به درد ما نمی خوره. حالا به قول خودت:

غريب آشنا

سلام معلوم جان و همه دوستای عزیز این بلاگ و مجله و..... اومدم تولد بلاگ بچه های معلومستانی رو تبریک بگم. راستش عادت ندارم دروغ بگم: راستش دیروز عصر که حرفاتو خوندم تا ساعتها تو فکر بودم....بخشیش و قبول دارم : اونجاهاییش که با حرفای باران پاییزی عزیز و دلسوزم یکی بود. و بخشاییش....اول خیلی حق به جانب گفتم : آمار؟؟...بابا معلوم گفت نمیشناسمت..اما باورم نمیشد تا این حد!....آخه من آمار و میخوام چه کار؟؟دلار میدن....؟ من کی به این نیت رفتم پیش بچه ها؟؟...اما خوب که خلوت کردم دیدم نه! اینو <من> میگم اما حتما رفتارم جوریه که دیگرون این برداشتو میکنن...(و اصلا من بلاگ زدنم به این هدف بود که دوستای دلسوزی داشته باشم که از <بیرون> منو ببینن...و ضعفامو بهم بگن)...

غريب آشنا

و در نهایت گفتم باید دقیق گذشته رو مرور کنم تا آیندهه قشنگتر بشه معلوم کلی نوشتم برات که ایمیل کنم اما بیخیال شدم چون گمون نمیکنم وقت کنی جواب میل بدی...شایدم ایمیل قبلیم نرسیده بهت...(تو این 10 روز گذشته یکی از دوستام از ارومیه هی میل زد و بهم نرسید: پس احتمالش زیاده) اما آخر همه خلوت کردنم فقط یه چیز موند و همچنان آزارم داد: این که گفتی:بذار ما فقير بيچاره ها با دوستای خودمون خوش باشيم.... تا نیمه شب با همین تک جمله کلی بیدار بودم.... من نمیخوام برم! نمیخوام اصلا بخوامم نمیتونم که تو و بچه های اینجا رو فراموش کنم درسته که من مثه تو دل دریایی ندارم اما اومدم میون بچه های اینجا تا با همراهی اونا کامل بشم: آخه من که مث شماها کامل نیس روحم...آره با این نیت اومدم ...و حالا دیگه یه چیزی غیر از این نیته که نمیذاره برم: دیگه دلم گره خورده با همه تون...میخوام باشم و بقول تو تمرین دوستی کنم. من نمیخوام برم.

غريب آشنا

همه تونو دوست دارم و بازم تبريک ميگم اول به خودم که دوستايی مث شما دارم راستی معلوم اگه ميخونی ميلو بفرستم برات؟ ها؟ نظرت چيه؟ يا علي

ميگما من فقط خواستم بگم که گفته باشم معلوم همونه که گفتم حالا خود دانی.....يد تا قيامت با هم باشين کيه که حسودی کنه در ضمن به اين غريب آشنا هم ميگم اگه يه بار ديگه لوس بازی دربياری و کل ی کامنت بذاری وبلاگت که هيچی خودتو محو ميکنم در ضمن فگر نکن که کسی تو رو دوست داره نه عمرا طبق نظر سنجيه من از هر ۱۰ نفر ۱۱ نفر ازت بيزارن ن ن ن

فاطمه

معلوم فردا اپ کنی هااااااااااااااااااااااااامبارک مبارک مبارک

Milad-real

بی نام فک نکن با يه مشت خنگ طرفی اينجا ؟؟ ميخوای همينجا جلوی همه ضايعت کنم ؟؟؟ نه ،‌ جدا فک کردی با چندتا بی مخ طرفی نه ؟؟ برو داداش برو خدا روزيتو يه جا ديگه برسونه. واسه من يکی لازم نيس از اين فيلم های جنايی بازی کنی ....... جمعش کن بابا

Milad-real

معلوم جان ،‌ عزيزم ، قصد آپ کردن نداری شما ؟؟ بابا پوسيديم بس که اومديم اينجا چيزای تکراری ديديم...... معلوم يه زحمت کوچولو دارم برات ...!! من نظر خيليا رو پرسيدم ميخوام نظر تو رو هم بدونم!! اشكالي نداره كه ؟؟ ببين حميد عسكري رو كه ميشناسي ؟؟ هاا ؟؟ اگه ميشناسي خب از كاراش چيزي شنيدي ؟؟ به گوشت خوردن آهنگاش ؟؟ چه جورن ؟؟ سبكش ؟؟ خودشون ؟؟ ملودي ها و گاها ترانه سرايي هاش با من بوده خب ..... خيلي وقته راه به راه از مردم دارم نظر مي پرسم.... اين روزا هم بيشتر داغ شده بازار حميد چون مردم تازه تازه دارن باهاش آشنا ميشن داستاني داره واسه خودش ..... منم چند روز پيش سر همين يه پاداش گرفتم از شركتمون (موزيك) ..... حالا ميخوام تو هم نظرتو بگي و همينطور بگي كدوم آهنگش بيشتر به دلت نشسته تا حالا ؟؟