شعر ی برای فردين

می خواستم چیزی تو وبلاگم بنویسم  . حالا خونه ی داداشم هستم، در و دیوارای خونه از عکس فردین پره و  گفتم یکی از شعرایی رو که براش گفته بودم رو بذارم تو وبلاگ . البته اصلا قصد  ناراحت کردن شما رو ندارم اینجا تو خونه حضورش و خنده هاش موج می زنه . این شعر رو فردای روزی که فردین رفت گفتم . امیدوارم همیشه دل تون شاد باشه .

پروانه

 

 انگار تو،

از اهالی همین بودن های بی سبب نبودی

که چنین بی اعتنا

به اشک های ناگزیر استمداد رفتی .

پیش از تو ما مرگ پروانه ها را دیده بودیم

اما تو  حتی

شبیه ی پروانه های اردیبهشت هم نبودی  !

لبخند های سبز تو

زخم های قدیمی دلم را

التیام می بخشید

و به خاطرم می آورد که :

هنوز زندگی زیباست

و می توان امید را پس داشت.

آنجا که مسافر جاده های بی بازگشت شدی،

از پروانه ای شنیدم ،

تو فرشته بود ی فرشته !

انگار فرشته ها هم

به پاکی تو غبطه می خورند!

دیگر حوصله ای یرای بودن نیست

اما ما در انتظار

روزهای بی حضور تو

تکرار می کنیم

"امروز را و هنوز را " !

؛امروز را هنوز را َ؛ وامی از یک شعر احمد شاملوست در سوگ فروغ ...

/ 8 نظر / 10 بازدید
دختر خورشید

سلام....اومدم که بگم خوشبختانه اوضاع آرومی دارم و کسی برام مشکلی ایجاد نکرده ولی نمیدونم این خلوت کردن تا چه حد میتونه مفید باشه و یا ادامه ی اون سیر و سلوکی باشه که بهم گفته بودی....در هر صورت ممنونم.... راستی فردین کوچولو رو نمیشه فراموش کرد حتی مایی که فقط عکسش رو دیدیم...ولی خوش به حالش...به مقصد رسید... سبز باشی...

نرسيس فيگو

سلام اميدوارم هيچ وقت غم نبينی... آخه واقعا نميدونم ديگه بايد تو اين شرايط چی بگم....

ذبيح

سلام معلوم جان ...شعرت خيلی قشنگ بود...من هم با نظر دختر خورشيد موافقم..اون به مقصد رسيد...خوش به حالش...اما ما ...اميدوارم که غم هايت مانند دشمنانت کم باشند...موفق باشی...يا علی....به من هم سر بزن....

حنانه

سلام...راستش نمی دونم چی بايد بگم...جز اينکه سخته..می دونم..يه جورايی درکت می کنم..رفتن يه جوون ..يه بچه از خونواده ..عذاب آوره....ولی اينم بدون که فردين کوچولو..با رفتنش ..موند..

زی زی

سلام معلوم عزيز.شعرت خيلی تاثير گذار بود مطمينم فردين حستو درک ميکنه

اسمان بی ستاره

سحر جون ديره ولی بهت تسليت ميگم راستی ای ديت رو چک نمی کنی ؟

مريم نی لبک

آدم که خيلی پاک می شود دل فرشته ها لک می زند برای دیدنش چقدر حسودی ام می شود به او که هنوز بالهايش بزرگ بود و هنوز تا زمينی شدن فاصله داشت دور از هياهوی آدم ها....

بازیگر

سلام بر معلوم و خوانندگان عزيز ديگه . درکش خيلی سخته ٍََََ اين غم بزرگ برای همگان. ولی بايد زيست . معلوم نازنينم خاطرات چند روز تعطيلی فطر با تو درشمال بسيار زيبا و دلنشين بود اميدوارم بازهم ...