غزلی از آقای حافظ

همین جوری دلم خواست یه غزل از حافظ رو انتخاب کنم و بذارم این جا نمی دونم چی شد که این غزل اومد!

hafez.jpg

بـه تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند مـنـت پذیرم
کـمان ابرویت را گو بزن تیر
کـه پیش دست و بازویت بمیرم
غـم گیتی گر از پایم درآرد
بـجز ساغر که باشد دستگیرم
برآی ای آفـتاب صـبـح امید
که در دست شب هجران اسیرم
بـه فریادم رس ای پیر خرابات
بـه یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
کـه مـن از پای تو سر بر نگیرم
بـسوز این خرقه تقوا تو حافـظ
کـه گر آتش شوم در وی نگیرم

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مادر بزرگ شنل قرمزی

من عاشقه شعرايه حافظم!!!!!!

محمد

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد

مريم نی لبک

سلام . هزارن سلام! هيچ کس نمی دونه من الان چقدر کيفورم ! ( جز معلوم) راستی تو ديوانی که من دارم نوشته: بر آی ای آفتاب صبح اميد که در دام شب هجران اسيرم حالا (( دام )) درسته یا (( دست)) الله اعلم و جناب لسان الغیب عزیز!

سلام معلوم جان... میبینم که شما هم کم کار شدی؟؟تو دیگه چرا؟؟اگه کم یدام دلیل نمیشه که فراموشت کنم...نه تورو نه بقیه ی بچه ها رو!

دختر خورشید بودما....اشتباه شد!

بهفروز

سلام معلوم جوووون خیلی خوشحالم که وبلاگت رو پیدا کردم ولی چرا این قدر فونتت بزرگه

مادر بزرگ شنل قرمزی

شرمنده!! اسم اين که پايينيه چيه؟؟؟؟ بهروز؟؟‌بهفروز؟؟

بهفروز

یه نوع اسم یعنی اسم منه شاید اینطوری راحت تر بخونی====>به فروز

بازیگر+

سلام بر معلوم عزیز خسته نباشی . میدونم وقت و بی وقت ؛ شب و نصفه شب بخاطر عشقی که به بچه ها داری زحمت میکشی . چرا که عشق و محبته که تو رو به این راه که همانا گرم کردن دلهای پر از امیده کشونده . وگرنه تو که از این کارهات درآمدی کسب نمیکنی . دستت درد نکنه . چه خوب میشد همه آدمهای دنیا همدل و گرم بودن . ضمنا من فکر میکنم فونتهای وبلاگت خوبه . چرا که اگه زیاد کوچک باشه کمتر مراجعین رغبت میکنن مطالبت رو بخونن . سپاسگزارم

زی زی

من عاشق حافظم اين غزلشو بيشتر از همه دوست دارم چون شب يلدا اين برام اومد هزار دشمنم ار ميکنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک